آنها سخن مىراند و خطاب مىفرمايد ، چنان كه اين خطاب و كلام در اندوه ايشان مىافزايد ؛ يا خدا خود به ايشان سخن نمىگويد ، و كلام پروردگار كه در ديگر آيات ذكر شده بوسيلهء فرشتگان عذاب مىباشد .
فايده : از تهديد
« لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ »
برمىآيد كه تمنّا و دوستى خدا بر دلهاى هر كس بس راسخ و استوار است ، اكنون پديدار نمىگردد ؛ مانند اخگرى در خلال خاكستر پنهان مىباشد ؛ روز رستاخيز همه موانع دور شود ، و شعلهء تمنّاى الهى ( ج ) كاملا آشكار شود ، اگر چنين نباشد ، يعنى به جاى تمنّا و محبّت كينه و دشمنى در دلها استيلا نموده باشد ، پس تهديد به اين مثال كه كسى دشمن خود را از ناخرسندى و اعراض خويش مىترساند ، امر زايد و بيهوده مىباشد .
اعراض محبوب در نگاه عاشقان شيدا جانگداز است ، نه در ديدهء دشمنان ؛ از سخنان فوق ثابت است كه در قيامت سينهء هر كسى به عشق خداوند ( ج ) چنان مملّو مىباشد كه عدم التفات الهى از آتش دوزخ سوزندهتر و جانگدازتر معلوم مىشود . « 1 »
وَ لا يُزَكِّيهِمْ
و پاك نگرداند ايشان را ؛
تفسير : مؤمنان هر قدر گناه كرده باشند در يك مدّت معين در دوزخ مىمانند ؛ از جرايم پاك مىگردند ، و به جنّت فرستاده مىشوند ؛ برعكس ، كافران هميشه به دوزخ مىباشند و هيچگاه شايستهء پاك شدن و سزاوار دخول بهشت نمىباشند ؛ كافران برحسب شرك خويش شبيه اشياء نجس العيناند كه نجاست از آنها به هيچ صورت زوال نمىپذيرد ، و مسلمانان گناهكار مانند اشياء طاهرند كه بر آن نجاست افتاده باشد و زايل شده پاك گردد .
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
( 174 )
و ايشان راست عذاب دردناك .
تفسير : فى الواقع عذابى شديدتر از اين نمىباشد ؛ نه تنها ظاهر جسم ، باطن آن را نيز مىسوزد « 2 » - محبوب حقيقى ناخشنود مىگردد ، و از آن مصيبت جانكاه ابدا رستگارى نصيب
هامش
( 1 ) . به نظر مىآيد ، به حساب مىآيد .
( 2 ) . مىسوزاند ؛