جاى آن به همان مقدار گوشت بخريد و به فقراء بخورانيد ، آيا نذر شما بدون انديشه « 1 » ايفا مىشود ؟ اگر شما بتوانيد بدون انديشه اين امر را انجام دهيد ، و در ايفاى نذر تشويشى به خود راه ندهيد ، شما در سخنان خويش صادقيد ، و اگر چنين نتوانيد ، شما دروغ مىگوئيد ؛ اين فعل شما شرك ، و حيوانى را كه ذبح نمودهايد مردار و حرام مىباشد .
فايده : در اينجا ، يك شبه وارد مىشود ، و آن اين است كه درين آيت حكم حرمت به چند چيز مذكور منحصر ، شده و از آنچنان برمىآيد كه جز اينها حيوان ديگرى حرام نمىباشد ؛ حال آنكه خوردن حيوانات درنده ، خوردن سگ و خر و غيره نيز حرام است ؟ جواب آن اين است : اوّلا ، مقصد از حصر ، انحصار حرمت در اين چيزها نمىباشد ، تا مردم مجال اعتراض يابند ؛ بلكه حكم حرمت به صحّت و صداقت حصر گرديده و بر بطلان ضدّ اين حكم اعلام شده است ، « 2 » يعنى اين مسئله كه اين چيزها را خداوند ( ج ) بر شما حرام گردانيده ، امر واقعى و يقينى است ، و هيچگاه احتمال مخالفت در آن نبوده ، حلال پنداشتن آن باطل است .
جواب دوّم اين است كه حصر حكم حرمت در اين اشياء تسليم شود ، امّا به صورت اضافى ، يعنى مخصوص به اشيائى باشد كه مشركان از طرف خود بر خويش حرام ساخته بودند ( چون « بحيره » ، « سائبه » و غيره ) كه بعدا به تفصيل مىآيد . مطلب اين است كه ما تنها خود مرده و خنزير و غيره را بر شما حرام گردانيده بوديم ؛ شما به تحريم و تعظيم سائبه و غيره نيز قائل مىباشيد ؛ اين مسئله از جانب شما محض افتراست ! در حرمت درندگان و حيوانات خبيثه مشركان نزاع نداشتند ؛ پس اين حصر به ملاحظهء آن حيوانات است كه مشركان به خلاف حكم الهى ( ج ) از خود حرام گردانيده بودند ؛ اين مسئله به ساير حيوانات علاقه ندارد كه مجال اعتراض باقى ماند .
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ
پس هر كه بيچاره گردد ، نه ظلمكننده و نه از حد تجاوزكننده ، پس گناهى نيست بر آن
تفسير : اين چيزها حرام است ؛ ولى اگر كسى از گرسنگى به هلاكت رسد ، در اضطرار و بيچارگى مجاز است كه آن را بخورد ؛ به شرطى كه « 3 » نافرمانى نكند و از حد نگذرد ؛ نافرمانى آن
هامش
( 1 ) . بىحرف و سخن ، بىدلواپسى
( 2 ) . تأكيد و تصريح شده است
( 3 ) . به شرط آنكه