تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
بىدانشى نمودند .
وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا
و مىستانند عوض آن بهاى اندك ؛ تفسير : به نافرمانى خدا ( ج ) و گمراهى مردم اكتفا نكردند ؛ كسانى را كه گمراه مىساختند ، به جاى كتمان حق از آنها رشوت مىستانيدند ، و آن را هديهء « نذرانه » و « شكرانه » مىناميدند ! چون خوردن اين اشياء از خوردن مردار و خنزير بدتر است ، كيفر اين كردار شنيع نيز شديدتر مىباشد اين واقعه بعدا به تفصيل ذكر مىشود .
أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ
آن گروه پر نمىكنند در شكم‌هاى خود مگر آتش را ( نمىخورند شكم سير مگر آتش را ) ؛ تفسير : اين مال ظاهرا به ايشان گوارا و لذيذ مىنمايد ؛ امّا در حقيقت ، آتشى است كه در شكم‌هاى خود فرو مىبرند ، مانند طعام لذيذى كه به زهر قاتل آميخته باشد ؛ هنگام خوردن لذّت دهد ، و چون در شكم فرو بسوزاند !
وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ
و سخن نگويد به ايشان خدا در روز قيامت ؛ تفسير : در اينجا مىتوانند اعتراض كنند كه از آيات ديگر معلوم مىشود در محشر خدا ( ج ) به كافران نيز خطاب مىفرمايد ؛ امّا بايد دانست كه در اينجا مراد از سخن نگفتن آنست كه به لطف و مهربانى با كافران سخن نمىگويد ، بل بطور تخويف و تهديد و وعيد و تذليل به