وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ
و ( قسم است ) اگر به يارى نزد ( معاندين ) اهل كتاب تمام نشانهها را ، پيروى نمىكنند قبلهء ترا ؛ و نه توئى پيرو قبلهء ايشان ، و نه بعضشان پيرو قبلهء ديگرند ؛
تفسير : چون اهل كتاب استقبال قبله را حق مىدانيد ، و خاص به مقتضاى حسد و عناد آن را مىپوشند ، تو هيچگاه توقّع مكن كه آنها در قبلهء تو با تو به موافقت نمايند ؛ ايشان چنان متعصّبند كه اگر تمام آيات ممكن الوقوع را به آنها بنمائى به قبلهء تو رو نمىآرند ، و برعكس در هوس آنند كه به كدام نوعى ترا پيرو خويش گردانند . يهود هميشه مىگفتند : كاش به قبلهء ما استوار مىبودى ، تا باور مىكرديم كه تو پيغمبر موعودى ! غرض آنها اين بود كه شايد تو به قبلهء آنها باز گردى ؛ امّا اين طمع خام و انديشهء باطل است ؛ تو هرگز به سوى قبلهء آنها رو گردانيده نمىتوانى . « 1 » زيرا ، حكم استقبال كعبه تا قيامت منسوخ نمىشود .
ارادهء پيرو ساختن ديگران در مرتبهء ثانى است ؛ اهل كتاب نخست در موضوع قبله با خويش متّحد شوند ؛ زيرا قبلهء يهود صخرهء بيت المقدس و قبلهء نصارى مطلع الشمس يا جانب شرق بيت المقدس است ( آنجا كه حضرت عيسى را نفخ روح شده بود ) ، اين دو طايفه كه باهم متّحد نشوند چه بىخردى است كه اتباع دو نقيض را از مسلمانان اميد كنند !
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ
و ( قسم ) است اگر پيروى نمائى خواهشات ( باطله ) ايشان را ، بعد از آنكه
هامش
( 1 ) . تو هرگز نخواهى توانست بسوى قبلهء