چند ، به غرض امتحان ، بيت المقدس تعيين گرديد . همه دانند كه امتحان در امرى مىشود كه اجراى آن بر نفس دشوار باشد ؛ خداوند مىفرمايد : البته بيت المقدس كه به جاى خانهء كعبه قرار يافت به مردم گران آمد ؛ عوام مسلمانان ، چون عموما عرب و قريش بودند و در اعتقاد ايشان خانهء كعبه برترى داشت ، بر ايشان لازم شده بود كه بر خلاف عقيده ، رسم و عادات خويش اقدام نمايند ؛ خواص نيز مضطرب بودند ، چه اين امر با ملّت ابراهيم مخالف بود ملّتى كه ايشان به موافقت آن مأمور بودند ؛ اخص الخواص ، كه داراى ذوق سليم بودند و براى تميز مراتب شايستگى داشتند ، آنها توجّه خويش را پس از كعبه به سوى بيت المقدس يك نوع ترقى معكوس ( رجعت قهقرائى ) مىپنداشتند .
مگر « 1 » حضراتى كه بر اسرار و حكم آگاه بودند ، با نور فراست ، حقيقت كعبه و بيت المقدس را مىشناختند و در مراتب فرق مىگذاشتند ؛ ايشان مىدانستند حضرت پيغمبر جامع تمام كلماتى است كه ساير انبياء داشتند ؛ رسالت وى بر عالميان و عامّهء ملل جهان عام است ، بدين مناسبت بايست نوبتى به بيت المقدس نيز استقبال شود چنانچه در شب معراج حضرت وى با تمام پيغمبران ملاقات كرد ، و بعدها حكم شد كه به بيت المقدس استقبال نمايد ؛ و الله اعلم .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
( 143 )
و نيست چنين خداوند كه ضائع گرداند ايمان ( نماز ) شما را ؛ هر آئينه خدا به مردمان ( به مؤمنان ) بسيار مهربان نهايت بخشاينده است
تفسير : يهود دعوى كردند : هرگاه قبلهء اصلى كعبه مىباشد ، پس هر نمازى كه در آن وقت جانب بيت المقدس خوانده شده ضايع گرديده است ! بعضى از مسلمانان نيز در شبهه افتادند و گفتند : چون بيت المقدس اصلا قبله نبود ، مسلمانانى كه در آن وقت مردهاند ثواب ايشان ناقص است ، و اين نقص تلافى نمىگردد ؛ زندگان البتّه توانند در آينده آنچه فوت كردهاند ، تلافى نمايند ! اين آيه در مقابل انديشههاى ايشان فرود آمد ؛ يعنى چون شما خاص به مقتضاى ايمان و اطاعت
هامش
( 1 ) . ليكن