تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
يكديگر يعنى علم لوازمات به ملزومات ، و علم ملزومات به لوازمات ؛ و اين هر دو علم ، از ازل باهم يك جا هستند ولو كه علم بواسطهء خداوند به چيزى در علم بلاواسطه‌اش محو و مضمحل بوده باشد . همچنان « 1 » علم بلاواسطهء الهى به يك چيز با علم بواسطه‌اش به چيزى ديگر هر دو يك جا و قديمند ؛ اگرچه به طريق مذكور ، علم بلاواسطه‌اش را مقدّم و علم بالواسطه‌اش را مؤخّر خواندند ، لهذا ، در جاى كه ذكر علم خداوند ( ج ) به صيغهء استقبال يا معنى استقبال باشد ، خاص به لحاظ علم بالواسطه است ، و به اعتبار زمان هيچ‌گونه تفاوتى در آن راه ندارد ؛ و در آنجا كه علم خداوند به صيغهء ماضى يا حال ذكر شده ، آنجا مراد ، علم بلاواسطهء او تعالى است . بلى ، كلام خدا به اعتبار علم بالواسطه متضمّن حكمتى است ؛ زيرا ، مخاطب كلام الهى ( ج ) انسان است ، و علم انسان بر اشياء اكثرا بالواسطه مىباشد . هرجا كه خداوند علم خويش را بالواسطه ذكر كرده ، راجع به علم همان امورى است كه مطلقا انسان را بلاواسطه حاصل شده نمىتواند ؛ « 2 » اگر كلام الهى ( ج ) در چنين مواقع به اعتبار علم بلاواسطه مىبود ، بر انسان الزامى قائم نمىشد جايى كه اين مصلحت در نظر نيست ، آن كلام الهى ( ج ) به اعتبار علم بلاواسطه به صيغهء ماضى يا حال استعمال مىشود ، مگر « 3 » علم بلاواسطهء چنين چيزها براى انسان ممكن نيست ؛ حصول علم آن واسطه‌ها نيز پيش از وجود آنها براى انسان قطعا ممكن نمىباشد . بنابرآن ، « 4 » علم انسان مثل علم خدا يك جا حاصل نمىشود . ازين سبب ، انسان خدا ( ج ) را هم بر خويشتن قياس كرده ، و صيغهء استقبال را به معنى حدوث مىگيرد و متحيّر مىماند كه در علم الهى چگونه حدوث واقع شد ؟ امّا اهل دانش ، كه اين نكات را مىفهمند ، يكى را با ديگر تطبيق مىدهند ؛ و الحمد للّه .
وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ
هر آئينه اين كار ( تبديل قبله ) دشوار است ، مگر بر آنانى كه راه نموده است خدا ؛ تفسير : براى حضرت پيغمبر نخست خانهء كعبه قبله قرار يافته بود « 5 » ، و در ميانه ، روزى
هامش
( 1 ) . همچنين ، ( 2 ) . نمىتواند حاصل بشود ؛ ( 3 ) . ليكن ( 4 ) . بنابراين ( 5 ) . قرار گرفته بود ، تعيين شده بود ،
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 109 | محمود حسن ديوبندى