« اذكر » يعنى ياد كن روزى را كه زمين مىلرزد و در تعقيب آن زلزلهء ديگرى مىآيد مراد از « راجفه » زمين است ، رادفه صفت « رجفه » است كه از « راجفه » فهميده مىشود ممكن است رجفهء اول اشاره به نفخ صور اول و دومى اشاره به نفخ صور دوم و زنده شدن مردگان باشد .
اما آنچه اهل تفسير در اين زمينه گفتهاند :
نازعات : ملائكهاى كه ارواح كفار را به شدت از بدنشان خارج مىكنند يا ملائكهاى كه ارواح انسانها را اعم از مؤمن و كافر از بدن خارج مىكنند ، يا مرگ كه روح ما را قبض مىكند يا ستارگان كه از افقى به افقى نزع شده ، طلوع و غروب مىكنند ، يا كمانهايى كه تيرها را رها مىكنند ، دربارهء ناشطات و سابحات و سابقات نيز نظير نازعات گفتهاند چنان كه در مجمع البيان نقل فرموده است . علامه طباطبائى در الميزان بعد از نقل اقوال فرموده است : اوصافى كه در اين مقسم به ما آمده است ، قابل انطباق بر صفات ملائكه است در رابطه با امتثال امرى كه از جانب خدا به آنها صادر مىشود و كار جهان تدبير مىگردد در اين زمينه مطلبى در « المرسلات » گذشت و اللَّه العالم .
8 و 9 :
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ أَبْصارُها خاشِعَةٌ
اين دو آيه دربارهء كفار است يعنى قلوب كفار از ديدن احوال قيامت مضطرب و ترسان است ، « ابصارها » راجع به قلوب است يعنى چشمهاى آن قلوب ذليل و مطيع است به عبارت ديگر حالت تواضع و تسليم دارند نظير
وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ
شورى / 45 10 - 12
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ . أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ
نقل اشكال و تمسخر مشركان است ، جوابش در آيات بعدى خواهد آمد .