دو سوره فوق كه سخن از تحقق وعدهء خدا و تخلّف ناپذيرى آنست .
ناگفته نماند : آفتاب بر سطح درياها و اقيانوسها كه هزار فرسخ در هزار فرسخ وسعت دارند مىتابد ، آبها تبخير شده به هوا بلند مىشوند ، در اثر اختلاف حرارت خشكىها و درياها ، نسيم و بادها وزيدن آغاز مىكند ، بدان وسيله ابرها از سطح اقيانوسها حركت كرده و مانند درياهاى بالدار بر خشكىها منتقل مىشوند آن گاه به صورت باران و برف به زمين مىريزند ، روئيدنىها مىرويد ، زندگى ادامه پيدا مىكند و تدبير خدايى انجام مىگيرد .
على هذا مراد از « نازعات » بادهايى هستند كه ابرها را از بالاى اقيانوسها مىكنند و حركت مىدهند ، « ناشطات » همان ابرها هستند كه از جاى خود حركت مىكنند و از سطح اقيانوسها خارج مىشوند ، و به خشكىها روي مىآورند ، يعنى بادها ابر را حركت مىدهند و ابرها به آرامى و به طور مخصوص خارج مىشوند و حركت مىكنند . « سابحات » همان ابرهاى شناگر هستند كه در درياى آسمان شنا مىكنند ، شناى كامل .
در نتيجه شنا كردن از يكديگر سبقت مىگيرند ، بعضى جلو مىروند ، بعضى در اطراف دريا مىمانند لذا با فاء تفريع فرموده :
فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً
نتيجه دوم آنكه : آنها تدبير امر خدا مىكنند ، واسطههاى فيض خدا هستند و اين صنع عجيب و نظام متقن پيوسته تكرار مىشود .
ناگفته نماند : اين گفته در حد احتمال است ، نمىگوئيم كه منظور قرآن فقط همين است .
اهل تفسير فرمودهاند : جواب اين سوگندها محذوف و آن كلمه « ليبعثن » است يعنى : قسم به نازعات و ناشطات و . . . حتما مردم در روز قيامت برانگيخته مىشوند ، ارتباط اين سوگندها با وقوع قيامت در گذشته گفته شد .
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
لفظ « يوم » منصوب است به كلمهء