تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

كلمه‌ها

نازعات : نزع : كندن ، مانند كندن علف از جاى آن ، « نزع الشيء من مكانه : قلعه » نازع : كننده ، جمع آن نازعات است ، اين وزن براى مفرد مذكر لا يعقل جمع بسته مىشود . مانند ايام خاليات ، مرفوعات و منصوبات . غرقا : غرق ( بر وزن شرف ) : فرو رفتن در آب يا در نعمت ، و بر وزن عقل به معنى شدت است « غرق و اغرق في القوس » يعنى كمان را به شدت كشيد ، تقدير آن « نزعا غرقا » است . ناشطات : نشط : خارج شدن و خارج كردن « نشط من المكان : خرج » منظور از آن در آيه معناى لازم است ، اين جمع مفردش ناشط است چنان كه در نازعات گفته شد : يعنى خارج شونده . سابحات : سبح : شنا كردن . سابحات : شنا كننده‌گان . مفرد آن سابح است چنان كه در نازعات گفته شد . مدبرات : تدبير كنندگان و اداره كنندگان . ترجف : رجف : لرزيدن و لرزاندن . « رجفه رجفا : حرّكه » و نيز آمده است : « رجف : تحرك و اضطرب شديدا » على هذا راجفه به معنى لرزنده و حركت كننده است . رادفة : ردف : تبعيّت . « ردفه ردفا : تبعه » طبرسى از ابن اعرابى آن را لاحق شدن نقل كرده است « رادفة » : تابع و آنكه در پى ديگرى آيد . واجفة : وجف ، و جوف : اضطراب . « وجف الشيء : اضطرب » « واجفة » : مضطرب و ترسان