كلمهها
نازعات : نزع : كندن ، مانند كندن علف از جاى آن ، « نزع الشيء من مكانه : قلعه » نازع : كننده ، جمع آن نازعات است ، اين وزن براى مفرد مذكر لا يعقل جمع بسته مىشود . مانند ايام خاليات ، مرفوعات و منصوبات .
غرقا : غرق ( بر وزن شرف ) : فرو رفتن در آب يا در نعمت ، و بر وزن عقل به معنى شدت است « غرق و اغرق في القوس » يعنى كمان را به شدت كشيد ، تقدير آن « نزعا غرقا » است .
ناشطات : نشط : خارج شدن و خارج كردن « نشط من المكان : خرج » منظور از آن در آيه معناى لازم است ، اين جمع مفردش ناشط است چنان كه در نازعات گفته شد : يعنى خارج شونده .
سابحات : سبح : شنا كردن . سابحات : شنا كنندهگان . مفرد آن سابح است چنان كه در نازعات گفته شد .
مدبرات : تدبير كنندگان و اداره كنندگان .
ترجف : رجف : لرزيدن و لرزاندن . « رجفه رجفا : حرّكه » و نيز آمده است : « رجف : تحرك و اضطرب شديدا » على هذا راجفه به معنى لرزنده و حركت كننده است .
رادفة : ردف : تبعيّت . « ردفه ردفا : تبعه » طبرسى از ابن اعرابى آن را لاحق شدن نقل كرده است « رادفة » : تابع و آنكه در پى ديگرى آيد .
واجفة : وجف ، و جوف : اضطراب . « وجف الشيء : اضطرب » « واجفة » :
مضطرب و ترسان