نحل / 51 .
اللَّه : درباره لفظ جلاله اللَّه در تفسير سورهء فاتحة الكتاب سخن گفتهايم .
صمد : مقصود كسى كه همه در حوائج خود به او روى مىآورند و او را قصد مىكنند لازمهء اين معنا ، بى نيازى است و شايد بدين جهت صمد را « بى نياز » گفتهاند . صمد ( بر وزن عقل ) در لغت به معنى قصد است « صمده صمدا : قصده » و نيز به معنى اعتماد آيد گويند « صمد هذا الامر : اعتمده » در نهج البلاغه در خطبههاى شصت و چهار و صد و بيست و پنج و صد و هشتاد و چهار ، اين كلمه به معنى قصد آمده است على هذا صمد در آيه به معنى « مقصود و مصمود اليه » است .
كفوا : ( بر وزن عنق ) : مثل ، همتا ، نظير .
شرحها
در اين سوره مىخوانيم : خدا بى همتاست ، همه به او محتاجند و او را قصد مىكنند
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
، وصف زائيدن و زادن در او نيست ، هيچ كس و هيچ چيز در ذات و افعال و صفات ، مانند و نظير او نمىباشد ، اين است توحيد قرآنى و اين است توحيد خالص . به نظر مىآيد :
اللَّهُ الصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ . وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
همه بيان و توضيح « احد » در صدر سورهاند .
1 -
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
هو ضمير شأن است ، اهميت جمله بعدى را مىفهماند ، معنى آيه چنين مىشود : بگو حق اين است كه خدا بى همتاست ، بى همتاست در ذات ، بى همتاست