تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
به نظر مىآيد مراد از قيد « تلاها » ادامه نور است يعنى قسم به ماه كه با نور آن ، نور آفتاب تداوم پيدا مىكند ، در آيه
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها
ظاهر آن است كه ضمير « ها » به شمس بر مىگردد يعنى : قسم به روز كه آفتاب را ظاهر مىكند ، آرى آمدن روز در اثر حركت زمين ، سبب آشكار شدن آفتاب مىگردد گرچه در تعبير ديگرى ، وجود روز بسته به آمدن خورشيد است ، اينكه گفته‌اند : ضمير « ها » راجع است به ارض يا ظلمت يا دنيا همه بعيد هستند كه ذكرى از آنها در سابق نيامده است . ايضا ضمير مؤنث در « يغشاها » به شمس راجع است كه آمدن شب در اثر حركت زمين سبب پنهان شدن آفتاب مىگردد ، رجوع ضمير به ارض بعيد است . 5 - 8 -
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
مراد از لفظ « ما » در هر سه مورد ، خداست آمدن « ما » به جاى « من » اشاره به تفخيم و تعجب است يعنى قسم به آن قدرتى كه آسمان را بنا نهاده است و هكذا ، نظير آن در آيات ديگر نيز آمده است مانند
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
ليل / 3 ، على هذا مراد از « ما » قدرت و مشيت و نظير آنست كه همان خداى سبحان باشد . مسأله « طحاها » و گستردن زمين در بسيارى از آيات آمده است ، شايد منظور از آن ظهور اولين قسمت خشكى از زمين و وسعت يافتن آن باشد ، ذوبان مركز زمين نشان مىدهد كه زمين در ابتداى خلقت مذاب بود ، سپس در اثر كاسته شدن از حركت و حرارت آن ، اولين قسمت از آن منجمد گرديد و به تدريج وسعت يافت تا همه مذاب را پوشانيد ، در روايات آمده است كه اولين قسمت منجمد شده زمين كعبه بوده است .