تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
شرك ، كفر و هواها پاك كرد ، نجات يافت ، عجبا ! ! پس عجبا ! ! از اين قسمها و از اين مقسم به ، آرى تفهيم مطلب به اين سوگندها نياز داشته است . دوم : فرمانده تمام اعمال نيك و بد ، نفس انسان و قلب و درك انسان است اگر نفس و قلب ، نورانى ، موحد ، پاك و با تقوى شد ، اعمال آدمى مفيد و مؤثر واقع خواهد شد و گر نه ، جز فساد و تباهى از او بروز نخواهد كرد ، اين همه قتل و كشتارها ، اين همه افساد و ظلم ، اين همه محروم كردن انسانها به دست طاغوتيان ، همه و همه نتائج درونهاى تيره ، قلوب مشرك و كافر ، و دلهاى پر از هواهاى نفسانى است ، نگارنده كلماتى پيدا نمىكنم كه عظمت اين سوگندها و اين مقسم به را مجسم نمايم ، « يدرك و لا يوصف » است . سوم : ارتباط قسمها با مقسم به ، دو گونه است ، اول قسم خوردن خدا به خودش كه روشن است ، دوم در قسم خوردن به آفتاب و ماه و روز و شب ، نور بر ظلمت غلبه دارد ، زيرا فقط شب از عوامل ظلمت است ، شايد نظر آن باشد كه عوامل هدايت بيشتر از عوامل گمراهى است و نيز نشان مىدهد كه اين عوامل دست بدست هم داده و به هم مرتبط شده‌اند تا انسان آفريده شده و در مسير اللَّه قدم بردارد ، آرى خدا براى خلقت انسان اين همه سرمايه گذاشته است از آيه
كَذَّبَتْ ثَمُودُ
يك نمونه از كارهايى كه در اثر ناپاك شدن نفس به وجود آمده ، ذكر شده است . 1 - 4 -
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
به نظر مىآيد « ضحى » براى كثرت توضيح است زيرا در گفتن شمس غير از شعاع و نور چيزى به نظر نمىآيد مگر آنكه بگوئيم : هم نور در نظر است و هم منبع نور ، چنان كه در « نفس » هم خودش در نظر است و هم اعمالى كه از آن صادر مىشود .