مفعول « دمدم » محذوف است ، تقدير آن « فدمدم عليهم ربهم العذاب » است يعنى خدا عذاب را بر آنها عمومى و فراگيرنده كرد .
ضمير « سواها » اگر راجع به دمدمه باشد ، معنايش آنست كه : خدا عذاب را بر آنها همگانى كرد به طورى كه احدى نجات نيافت و اگر راجع به « ثمود » باشد به تعبير قبيله بودن مىباشد ، يعنى آنها را با خاك يكسان كرد ، اين هر دو در تفاسير آمده است .
ضمير « عقباها » راجع به دمدمه يا تسويه است يعنى خدا از عاقبت و پى آمد عذاب نمىترسيد ، خدا مانند طاغوتها نيست كه عذاب كند و از ته دل لرزان باشد او فعال ما يشاء است و دستى بالاى دستش نيست .
روز جمعه هيجدهم جمادى الاولى يكهزار و چهار صد و سه مطابق 13 / 12 / 1361 تفسير سورهء « الشمس » به پايان رسيد و الحمد للَّه و هو خير ختام
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٤٧