آمده : « انبعث : اندفع . . . اسرع في السير » .
سقياها : سقى : آب دادن . « سقيا » : حصهء آب . بعضى آن را مصدر و بعضى اسم مصدر گفتهاند ، مراد از آيه حصهء آب است .
عقروها : عقر : بريدن . « عقر الكلب و الفرس : قطع قوائمها بالسيف » ظاهرا كشتن ناقه صالح به واسطه قطع پاهايش بوده است .
دمدم : دمدمه به چندين معنى آمده است يكى : به زمين چسباندن ، گويند : « دمدمت الشيء » يعنى : آن را به زمين چسباندم . ديگرى :
مشمول و فراگيرى در كشاف گويد :
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ
: اطبق عليهم العذاب » در قاموس آن را غضب معنى كرده است « دمدم عليه :
غضب عليه » ظاهرا منظور از آن در آيه ، شمول و فراگيرى است .
عقبى : عقب ( بر وزن قفل ) و عقبى : عاقبت شىء « العقبى : جزاء الامر و آخر كل شىء » .
شرحها
در اين آيات چند مطلب هست اول : اين نوع قسمها و مقسم به در تمام قرآن نظير آن نيامده است ، حتى خداوند سه دفعه به خودش به عنوان بانى آسمان ، گسترندهء زمين و آفرينندهء نفس انسان ، قسم ياد مىكند ، و آن گاه در جواب قسم مىگويد : نجات در پاكيزه كردن نفس و حرمان از رحمت خدا در ناپاك كردن آن است ، عجبا ! ! ! خداوند چنين مىگويد : قسم به آفتاب و شعاع تابناك آن ، قسم به ماه كه در پى آفتاب مىآيد ، قسم به روز كه آفتاب را ظاهر مىسازد ، قسم به شب كه آفتاب را مىپوشاند ، قسم به قدرتى كه آسمان را ساخته است ، قسم به زمين پهناور و قسم به آن مشيتى كه آن را گسترده است ، قسم به نفس و قسم به خدايى كه نفس را آفريده است كه هر كس نفس خود را از آلودگى