در جاى ديگرى نديدهام و اللَّه العالم .
16 و 17 -
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
.
آهنگ اين آيات و دو آيهء بعدى با آهنگ آيات قبل و بعد يكسان است ولى مطلب آنها با مطالب سوره هماهنگى ندارد ، به نظر مىآيد اين چهار آيه به حكم جمله معترضه هستند و يك مطلب مستقل را بيان مىكند . و اللَّه اعلم ، الميزان نيز چنين گفته است .
ضمير « به » در هر دو مورد راجع به قرآن است ، آيه نشان مىدهد كه قبل از آمدن جبرئيل ، آن حضرت قرآن را مىدانسته است ، يعنى با نزول دفعى در شب قدر ، ولى خدا فرمان مىدهد كه در ابلاغ آن عجله مكن .
منظور از « جمعه » جمع و جور كردن در قلب آن حضرت است يعنى : بر - عهدهء ماست كه مقدار معين را در قلب تو جمع كرده و بر تو بخوانيم .
در مجمع البيان از ابن عباس نقل شده : چون وحى نازل مىشد آن حضرت براى دوست داشتن آن و به جهت حرص به وحى و ترس از اينكه فراموش كند ، دهان خويش را با كلمات وحى حركت مىداد ، خدا او را از اين كار نهى كرد ، ولى اين سخن پوچ و باطل است ، زيرا
لِتَعْجَلَ بِهِ
ظهورش در تبليغ به مردم است يعنى زبانت را با قرآن حركت مده كه در تبليغ آن عجله كنى ، نه اينكه براى ترس از نسيان چنين كارى را نكن .
نظير آيه فوق است آيه
وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
طه / 114 .
18 و 19 -
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
.
اين نشان مىدهد كه لازم بود ، آن حضرت طبق خواندن جبرئيل بخواند .
« ثم » براى تأخير رتبه است زيرا بيان با قرائت حاصل مىشد .