تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
آن حضرت مىدانست معين كند ، و با كلمات اعجاز به آن حضرت القاء نمايد و او به مردم بخواند و گرنه اولا مقدارش را نمىدانست و ثانيا نمىتوانست به شكل اعجاز ادا كند ، اين است كه به نزول تدريجى احتياج پيدا شد و آن بيست و سه سال طول كشيد ، و نيز نزول تدريجى سبب ادامهء وحى و تثبيت قلب آن حضرت مىشد . بعد از اين سخن ، در بحار به روايتى بر خوردم كه به مطلب فوق دلالت مىكند و آن را در اينجا مىآورم : در كتاب غيبت در خبر مفضل آمده : كه امام صادق عليه السّلام فرمود : اى مفضّل قرآن در بيست و سه سال نازل شده است ، خدا فرموده :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
بقره / 18 و فرموده :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ ، فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ . أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
دخان / 1 - 3 و فرموده :
لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
فرقان / 33 . مفضّل عرض كرد : مولاى من اين نزول قرآن است كه خدا در كتابش فرموده بفرمائيد نزول آن در بيست و سه سال چگونه ظاهر شد ؟ امام فرمود : آرى اى مفضّل خدا قرآن را در ماه رمضان به آن حضرت داد ، ولى لازم بود كه فقط در وقت استحقاق آن را ابلاغ كند و به مردم نگويد مگر در موقع امر و نهى پس جبرئيل با وحى پيش آن حضرت ( در مواقع مختلف ) آمد و آنچه مأمور بود به او رسانيد و نيز گفت كه :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
. مفضل گفت : گواهى مىدهم كه شما با علم خدا عالم شده و با قدرت او قادر شده و با حكم او سخن گفته و به امر او عمل مىكنيد ( بحار ج 92 / 38 ) . ناگفته نماند : امام عليه السّلام در اينجا به آيات نزول دفعى و تدريجى هر دو اشاره فرموده‌اند ، آنچه در اينجا و در مقدمهء تفسير گفته شد كه اگر آن حضرت بدون آمدن جبرئيل آيات را مىخواند ، به صورت اعجاز نمىشد ، نظرى است از نگارنده و