در بالاى سينه گفتهاند ، علت اين تسميه آنست كه نفس در آن بالا مىرود ، جمع آن تراقى است ، استخوانهاى اطراف گردن نيز گفتهاند .
راق : اسم فاعل است بالا رونده و بالا برنده . آن را نجات دهنده ، شفا دهنده و حمايت كننده گفتهاند .
التفت : لف : پيچيدن و جمع كردن . « لفه لفا : ضمّه و جمعه » التفاف :
پيچيدن .
ساق : ما بين پا و زانو . نحو
كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها
نمل / 44 آن را در آيه شدّت معنى كردهاند در مجمع فرموده : از « قامت الحرب على ساق » شدت قصد مىشود .
مساق : سوق ( بفتح سين ) : راندن ، مساق مصدر ميمى از آنست ، ظاهرا به معنى مفعول مىباشد .
يتمطى : مطا : پشت . مطيه : شترى كه به پشتش سوار شوند ، تمطى : كشيدن پشت و تكبر « تمطّى الرجل ؛ تمدد و تبختر » .
شرحها
چهار آيهء اول در بارهء نزول قرآن مجيد است ، بعد از آن ، سخن به قيامت برمىگردد و حال دو گروه مؤمن و كافر ذكر مىشود و نيز معلوم مىگردد كه رفتن به سوى خدا از آغاز مرگ است
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ
.
ناگفته نماند : در مقدمه تفسير و در اول سورهء دخان راجع به نزول دفعى و تدريجى قرآن سخن گفته شد و گفتيم : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله همهء قرآن را با نزول دفعى مىدانست ولى لازم بود در مواقع مقتضى جبرئيل بيايد و مقدارى از آنچه را كه