تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
خداست آفرينش او از تجليات رحمت حق مىباشد كه زبان از بيان اسرار آن عاجز است . سوم : تكلم انسان و بيان ما في الضمير و انتقال مطالب به وسيله زبان كه اگر تكلم نبود ، وجود انسان مانند صندوق ناگشودنى مىشد ، ولى در ذات انسان گذاشته شده كه از خود لغاتى جعل كند و آنچه در ضمير دارد به ديگران انتقال دهد ، آيه
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ
روم / 22 ، نظير اين آيه نشان مىدهد كه اين جريان با الهام الهى در ذات انسان گذاشته شده است ، مانند
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
بقره / 31 احتمال دارد « البيان » شامل خط و اشاره و امثال آن نيز باشد كلمه « الرحمن » همه اينها را توجيه مىكند ، يعنى همه ناشى از رحمت هستند . 5 و 6 -
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
. از جمله نعمتها وجود آفتاب و ماه است كه زندگى بدون آنها منظم نمىگرديد
وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
ابراهيم / 23 ، يعنى آفتاب و ماه روى حساب و تقدير خداوندى در حركت هستند و به كار خود ادامه مىدهند علفها و درختان سجده مىكنند يعنى به خدا خاضع مىباشند در روئيدن ، توليد مثل ، ميوه دادن و غيره از اراده خدا تبعيت مىكنند ، آرى مشيت ازلى خواسته كه بوته هندوانه در زمين باشد و درخت زردآلو در هوا ، دقّت در خضوع آنها هزاران راه براى شناخت خدا و توحيد اوست . به نظر مىآيد :
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
جمله مستائفه باشند نه خبر « الرحمن » تقدير آن « الشمس و القمر يجريان بحسبان من الرحمن » است « و النجم » عطف است بر « الشمس » و ضمير « له » در « يسجدان » مقدر است . 7 -
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ