نظير :
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
اعراف / 159 و نظير سخن ملائكه كه گفتهاند :
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
غافر / 7 على هذا : رحمان يعنى : خدايى كه رحمت او بر تمام كائنات شامل است و احاطه دارد از طرف ديگر « رحيم » صفت مشبهه است و دلالت بر دوام دارد . رحمان و رحيم يعنى : خدايى كه رحمت او همگانى و هميشگى است چنان كه در تفسير سوره حمد گذشت .
بيان : آشكار شدن و آشكار كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است منظور از آن معناى دوم مىباشد .
حسبان : ( به ضم اول و كسر آن ) مصدر است به معنى شمردن و حساب كردن .
نجم : در اصل به معنى طلوع و بروز است « نجم القرن و النبات » يعنى شاخ حيوان و علف روئيد و ظاهر شد ، ستاره را از جهت آشكار شدن نجم گويند .
ناگفته نماند علف و هر نباتى را كه تنه نداشته باشد نجم گويند چنان كه شجر روييدنيهايى است كه تنه داشته باشد ( درختان ) منظور از آن در آيه نباتات است .
اكمام : كم ( بفتح اول ) : پوشاندن و به كسر اول غلافى است كه گل يا ميوه را مىپوشاند ، جمع آن اكمام است .
عصف : برگ . طبرسى فرمايد : عصف به معنى برگ است و چون خشكيد و كوبيده شد كاه مىگردد :
ريحان : گل . در مجمع فرموده : اكثر مفسران آن را روزى معنى كردهاند حسن و ابن زيد گل بوئيدنى گفتهاند .