تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
رفع در
وَ السَّماءَ رَفَعَها
است . 11 و 12 -
فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ
. گويى ذكر نخل به جهت اهميت آنست و گرنه فاكهه او را نيز شامل است ، منظور از حب ، مطلق دانه است و شامل همه حبوبات مىباشد . به نظر مىآيد : ذكر عصف ( برگ ) براى تذكر به اهميت آنست كه حبوبات بدون برگ قابل بقا نيستند و گياهان به وسيله برگها تنفس مىكنند به هر حال قرآن به « عصف » برگ عنايت داشته است . بار خدايا درك قدرت و علم تو از اختيار ما خارج است كه از آب و خاك و هوا ( سه مادهء ساده ) اينهمه نعمتها به وجود آورده‌اى « سبحانك ما عرفناك حق معرفتك » . 13 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
. هر دو تثنيه خطاب به انس و جن است آيه صريحا مىرساند كه جن نيز مانند انسان از اين نعمتها بهره‌مند مىباشد مشروح سخن دربارهء جن در سورهء جن خواهد آمد ، در اول سوره نقل شد : لازم است بعد از خواندن اين آيات بگوئيم : « لا بشىء من الائك ربنا نكذب » . 14 و 15 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ
. صلصال جمعا چهار بار در قرآن مجيد آمده است سه بار در آيات 26 - 28 - 33 سوره حجر و يك بار در سورهء رحمن ، در همه آنها
مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
و در اينجا
مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
است . منظور از انسان در اينجا انسان اوليه و ابو البشر است ، از اين آيه و آيات سوره حجر و غير آن معلوم مىشود : خلقت انسان يك خلقت مستقلى است و به طور