الارض عيونا منفجرة » مىباشد مراد از « الماء » آب باران و آب جوشيده از زمين است
عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
يعنى طبق فرمانى كه از طرف خدا معين و مقدر شده بود نه كم و نه زياد .
13 -
وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
.
ضمير « حملناه » راجع به نوح است
ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
كشتى اوست كه از تختهها و مسمارها ساخته بود .
14 -
تَجْرِي بِأَعْيُنِنا جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ
.
منظور از « اعيننا » مراقبتها و حراستهاى خداوند است كه آن را از غرق شدن باز مىداشت « جزاء » مفعول له است ، يعنى اين جريان كه نتيجهاش نجات نوح و پيروان او و هلاك مشركان بود ، جزائى بود به نوح كه نبوت او را انكار كرده بودند .
15 -
وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
.
ضمير « تركناها » ظاهرا راجع به قضيه است ، يعنى اين قضيه را آيتى قرار داديم بر قدرت و انتقام و توحيد خويش ، آيا پند گيرندهاى هست ؟ اين آيه نظير آنست كه در جريان اصحاب سبت فرموده :
فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
بقره / 66 .
در مجمع از بعضى نقل شده كه ضمير « ها » راجع به سفينه است و كشتى نوح باقى بود تا اوائل امت اسلامى آن را ديدند ، الميزان رجوع آن را به سفينه حتمى دانسته و فرمايد اين سخن لازم گرفته كه كشتى تا نزول اين آيات به صورت نشانهاى از طوفان مانده باشد بعضى گويند : خدا كشتى را در كوه جودى نگاه داشت تا اوائل اين امّت آن را ديدند . ولى چنان كه گفتيم ضمير « ها » به قصّه راجع است .