آن استمرار داشت .
مراد از « يوم » قطعهاى از زمان است نه بيست و چهار ساعت چنان كه در جاى ديگر آمده :
. . . رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ
فصلت / 16 و نيز :
سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ
كه گذشت .
20 -
تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
.
فاعل « تنزع » ريح است مراد از آن انداختن مردم به زمين و هلاك كردن آنهاست ، اعجاز به معنى تنههاست نه ريشهها ( و اللَّه اعلم ) .
21 و 22 -
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
.
ياء متكلم از « نذر » حذف شده ، كسرهء آخر آن ، دليل حذف ياء است ، معنى آيات در جريان نوح گذشت .
نكتهها
نحوست ايام يعنى چه :
دربارهء
يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
بايد دانست : روز و وقت با نحوست و مباركى موصوف نمىشود ، بلكه شوم و مبارك بودن در اثر وقايعى است كه در روز واقع مىشود ، مانند
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
كه خير بودن به علّت تعيين سرنوشتهاست يا به علّت عبادت در آن شب ، مبارك بودن ، بيست و هفتم رجب ، سيزده رجب ، پانزده شعبان اول شوال ، دهم ذو الحجة ، بيست و دوم بهمن ماه ( روز پيروزى انقلاب اسلامى ايران ) و . . . همه در اثر اتفاقهايى است كه در آنها به وقوع پيوسته است ، هكذا شوم بودن ايام و اوقات .
در تحف العقول از حسن بن مسعود نقل شده گويد : به محضر امام على النقى عليه السلام مشرف شدم ، در راه انگشتم زخم برداشت و سوارى بر من تنه زد و به