تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ
زخرف / 16 ، مشركان ملائكه را دختران مىدانستند . قرآن مجيد با اين خرافه از دو جهت مبارزه مىكند يكى از اين جهت كه فرزند داشتن خدا نفى وجود خداست ، چون در اين صورت خدا از واجب - الوجود بودن مىافتد لذا فرموده :
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً
مريم / 90 ، ديگرى آنكه : مشركان دختر را بد مىدانستند و از دختر بيزارى مىجستند . قرآن مىگويد : چرا آنچه را به خود نمىپسنديد به خدا نسبت مىدهيد ؟
تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
. 23 -
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
. « هى » راجع است به لات ، مناة ، عزى و انثى . ضمير « سميتموها » راجع است به « اسماء » يعنى اينها فقط اسمند كه شما اسم گذاشته‌ايد ، مصداق خارجى و واقعيت ندارند ، و دليل از وحى آسمانى بر اين گفته نداريد ، يعنى اگر واقعيت داشتند مىبايست خدا از آن خبر بدهد .
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
. برگشتن خطاب به غيبت حاكى از آنست كه ديگر صلاحيت خطاب را ندارند زيرا اهل گمان و هواى نفسند نه اهل برهان و تحقيق ،
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ . . .
مبين آنست كه حجت بر آنها تمام شده است ، منظور از هدايت دين و قرآن مىباشد . 24 و 25 -
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى
. ام منقطعه است به معنى « بل » و استفهام ، يعنى انسان به مجرد آرزو كردن مالك چيزى نمىشود تا مشركان با صرف خواستن و تمنّى بگويند : خدايان ما همه كاره‌اند ،
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ . . .
تعليل مطلب سابق است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 407 | على اكبر قرشى بنابى