تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
به جاى خدا بتها را پرستش مىكرده و مىگفتند :
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
زمر / 3 و نيز مىگفتند :
هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
يونس / 18 ، و چون مشركان عقيده به معاد نداشتند قهرا منظور از شفاعت كارسازى در دنيا بود ، ذيل آيه 3 سوره زمر مطلبى در اين زمينه آورده‌ايم . 19 و 20 -
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
. يعنى به من خبر بدهيد از لات و عزى و منات كه سومى آنها و غير از آن دو است ؟ اينها را چرا مىپرستيد و چه نقشى در زندگى دارند ؟ ! ! در مجمع البيان و جوامع الجامع فرموده : به قولى لات و عزى و منات سه بت بودند از سنگ ، و آنها را در كعبه گذاشته و عبادت مىكردند ، تفضيل سخن در نكته‌ها خواهد آمد . ثالثة و اخرى هر دو وصف « مناة » هستند ، در جوامع فرموده : « اخرى » حاكى است كه مقام منات از لات و عزى پائين‌تر بوده است و اللَّه اعلم ، جريان افسانهء غرانيق كه راجع به اين آيه است ذيل آيهء 52 سوره حج گذشت . از بعضى نقلها چنين بر مىآيد كه عرب ، لات و منات را دختران عزى مىدانسته‌اند ، در سيرهء ابن هشام منقول است كه چون زيد بن عمرو بن نفيل مسلمان شد دربارهء گذشته خويش چنين گفت :
عزلت اللات و العزى جميعا * كذلك يفعل الجلد الصبور
فلا العزى ادين و لا ابنتيها * و لا صنمى بنى عمرو ازور
21 و 22 -
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
. به نظر مىآيد اين دو آيه از آيات گذشته مستقل است و بدعت ديگرى در آنها مطرح مىباشد ، نظير :
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ
صافات / 149 ،
أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
صافات / 153 ،
أَمِ