از پروردگارشان هدايت آمده است .
24 - يا براى انسان است آنچه آرزو مىكند ؟ !
25 - خاص خداست دنيا و آخرت .
26 - اى بسا ملكى در آسمانها كه شفاعتشان هيچ فائدهاى ندهد مگر پس از آنكه خدا اذن دهد به كسى كه مىخواهد و مىپسندد .
27 - آنان كه به آخرت ايمان نمىآورند ، ملائكه را مىنامند ، ناميدن مؤنث .
28 - آنها را به اين گفته علمى نيست پيروى نمىكنند مگر از گمان ، گمان از حق چيزى را كفايت نمىكند .
كلمهها
لات : لات و مناة و عزى نام بتهاى مشركان بود كه در نكتهها خواهد آمد .
ضيزى : وصف است به معنى ناقص و ظالمانه . بعضى آن را ضئزى با همزه خواندهاند ، طبرسى رحمه اللَّه فرمايد آن به معنى غير عادلانه و جائرانه است . در قاموس گويد : « قسمة ضيزى اى ناقصة » اين كلمه فقط يك بار در كلام اللَّه يافته است .
سلطان : دليل و حجت كه انسان به واسطه آن بر خصم تسلط پيدا مىكند .
ظن : اگر انسان به چيزى احتمال قوى بدهد ، طرف قوى را ظنّ و طرف ضعيف را وهم نامند و اگر هر دو يكسان باشد شك گويند .
شرحها
آيات فوق استنتاج است از آيات گذشته ، يعنى : حالا كه دعوت پيامبر حق است و آنچه مىگويد از وحى آسمانى است و از جبرئيل و از خدا اخذ شده است ، بگوئيد : اين بتها چيستند ؟ و اين بدعتها و از روى ظنّ سخن گفتن يعنى چه ؟ ! بتها كارهاى نيستند ، شفاعت نتوانند كرد ، ملائكه نيز در صورت اجازهء