تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
آيه اول در رابطه با آنست كه : قلب آن حضرت ديدن جبرئيل را تكذيب نكرد بلكه تصديق كرد . به عبارت ديگر : آنچه را كه چشمش ديد ، قلبش نيز باور كرد ، در مجمع البيان فرموده : « لم يكذب فؤاد محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ما راه بعينه » على هذا نفى كذب از فؤاد نفى خطا و اشتباه است گويند : « كذبته عينه » يعنى چشمش خطا كرد . پس فاعل « ما رأى » حضرت رسول است نه « فؤاد » چنان كه بعضى از بزرگان گفته است آيهء
أَ فَتُمارُونَهُ . . .
شاهد اين مدعاست و لفظ « يرى » نشان مىدهد كه جبرئيل مرتب مىديد بعضى آن را رؤيت فكرى گفته است . 13 و 14 -
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
. اين آيات و ما بعد آنها در رابطه با رفتن آن حضرت به معراج و ديدن جبرئيل در نزد سدرة المنتهى است ، بعضىها احتمال داده‌اند كه خدا ديد آن حضرت را وسعت داده و از زمين ، جبرئيل را ديده كه در نزد سدرة المنتهى است و به زمين نازل مىشود ، على هذا آيات در رابطه با معراج نيست . ولى بنا بر روايات كه خواهد آمد ، منظور رفتن آن حضرت به معراج و ديدن جبرئيل در آنجاست . تاء « نزلة » براى وحدت است و آن مفعول مطلق فعل محذوف مىباشد يعنى « رآه ينزول نزلة اخرى » ،
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
ظرف است براى « رآه » على هذا منظور آنست كه : آن حضرت يك دفعه جبرئيل را ديد كه در كنار او در يك مترى بود دفعه ديگر در نزد سدره المنتهى ديد . « المنتهى » اسم مكان است يعنى سدره‌اى كه در محل انتهاء است از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده : علّت اين تسميه آنست كه اعمال آدميان را ملائكه كاتبين به آنجا مىبرند كه خواهد آمد . در الميزان فرموده : شايد آن منتهاى آسمانهاست ، به دليل آنكه بهشت نزد