فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
مريم / 17 ،
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى
حال است يعنى : به صورت انسان ايستاد در حالى كه در طرف بالا بود . و اگر منظور از « مرة » عقل و رأى باشد ، معنى آن روشن است .
8 - 10 -
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
.
يعنى : او كه در افق اعلى بود از آنجا به طرف حضرت رسول آمد ، نزديك و نزديكتر شد تا فاصله ميان او و آن حضرت به قدر فاصلهء تقريبى دو زراع شد ، پس از آن وحى را به آن حضرت رسانيد . فاصله دو سر كمان اگر يك ذراع باشد فاصله دو كمان دو ذراع خواهد بود .
در روايت مرفوعى از انس بن مالك از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله قوسين ذراعين معنى شده است ، على هذا فاعل « دنا ، تدلى ، كان » و نيز فاعل « اوحى » در هر دو ، جبرئيل است و ضمير « عبده » راجع به خداست يعنى : جبرئيل به بنده خدا وحى كرد ، آنچه كه وحى كرد مىشود فاعل « اوحى » خدا باشد يعنى خدا به بنده خود به واسطه جبرئيل وحى كرد .
پس اين آيات در رابطه با آمدن جبرئيل به زمين و آوردن وحى است و آن يكى از اقسام سه گانه وحى است كه در ذيل آيه :
أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ
شورى : 51 گذشت .
بعضى از بزرگان در معنى آيه گفتهاند : سپس جبرئيل به آن حضرت نزديك شد و به او چسبيد تا او را به آسمانها ببرد و گويند : جبرئيل از افق اعلى به پائين كشيده شد و به آن حضرت نزديك شد تا او را عروج بدهد ، به نظر مىآيد : بعضى از روايات كه خواهد آمد ، سبب اين نظر شده است ولى مىشود معنى روايات غير از اين باشد .
11 و 12 -
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى
.