تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

كلمه‌ها

نجم : در اصل به معنى بروز و آشكار شدن است « نجم القرن و النبات » يعنى : شاخ و علف روئيد و آشكار شدن ، ستاره را از آن نجم گويند كه طلوع مىكند و آشكار مىشود . هوى : هوى ( بضم ها و فتح آن ) فرود آمدن « هوى الشيء هويا و هويا : سقط من علوّ الى اسفل » راغب به ضم اول : فرود آمدن و به فتح آن بالا رفتن گفته است . غوى : غى و غواية : رفتن به راه هلاكت ، « غوى يغوى غيا و غواية : سلك طريق الهلاك » . قوى : جمع قوه است به معنى نيرو و قدرت . در اقرب الموارد گويد : « رجل شديد القوى » مردى است كه تركيب خلقتش محكم باشد . مرة : شدت . نوعى از مرور و گذشتن . اصالت عقل حالت مستمر . افق : ناحيه . طرف . جمع آن آفاق است . در مجمع فرموده افق ناحيهء آسمان است ، نواحى زمين را بنا بر تشبيه به نواحى آسمان ، آفاق گفته‌اند . تدلى : تدلى : كشيده شدن به طرف پائين در مجمع فرموده : « الامتداد الى جهة السفل » از زجاج نقل كرده : « دنا - تدلى » هر دو به يك معنى است « دنا » : نزديك شد « تدلى » نزديكتر شد ، تعلق و آويزان شدن نيز آيد « تدلى الثمر من الشجر : تعلّق و استرسل » قاب : اندازه و مقدار .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 394 | على اكبر قرشى بنابى