نيست جز به خدا سوگند ياد كند ولى خدا به هر يك از مخلوقش كه بخواهد سوگند ياد مىكند :
« انه لا يجوز لاحد ان يقسم الا باللَّه تعالى و اللَّه سبحانه يقسم بما يشاء من خلقه »
با دقت در سوگندهاى قرآن مىتوان فهميد كه اين سوگندها يك نوع استدلال است نظير آنچه نويسندهاى بگويد : قسم به اين كتابم كه من نويسنده هستم ، مانند
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
آيا قرآن دليل نبوت آن حضرت نيست ، شايد منظور دو امام بزرگوار همين باشد ، رجوع شود به نكتهها .
7 - 9 -
وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ
.
اين آيات و ما بعد آنها در ملامت و كوبيدن مشركان و منكران معاد است كه تدبير كنندهء جهان را مىدانند ولى وعدهء او را انكار مىكنند .
منظور حبك ظاهرا راههاست چنان كه در آيه ديگر آمده
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ
مؤمنون / 17 على هذا ذات الحبك بودن گوشهاى از تدبير جهان و در رابطه با آنست كه خدا از خلق غافل نيست .
منظور از قول مختلف اختلاف با وعدهء قيامت و انكار آنست يعنى شما در قولى هستيد كه با وعدهء قيامت مختلف است ، اين جمله در سورهء مرسلات به شكل
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
و در سورهء نازعات با تعبير
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ
آمده است ، ضمير « عنه » راجع به « ما توعدون » است « من افك » كسى است كه در اثر لجاجت و ستيزه جويى از اقرار به حق بازداشته شده مانند
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ
و نظير :
كَذلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كانُوا بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
غافر / 63 .
معنى آيات - و اللَّه اعلم - چنين مىشود : سوگند به آسمان پر تدبير كه شما منكر قيامت هستيد ولى از اين وعده فقط كسى منحرف مىشود كه در اثر لجاجت