17 - بودند كمتر شبى را مىخوابيدند .
18 - و در سحرها استغفار مىكردند .
19 - و در اموالشان حقى بود براى سائل و محروم .
كلمهها
ذاريات : ذرو و ذرى : پراكندن و پاشيدن ، فعل اولى از باب ( نصر ينصر ) و فعل دومى از باب ( ضرب يضرب ) آيد جمعى كه با الف و تاء آيد دو جور است اول آنكه صفت مؤنث حقيقى باشد مثل والدات ضاربات ، مؤمنات ، ديگرى آنكه وصف مذكر لا يعقل باشد مانند مرفوعات ، مجرورات ايام خاليات ، ذاريات و حاملات از قسم دوم هستند .
وقر : ( بكسر واو ) بار سنگين يا مطلق بار . در صحاح ، مطلق بار گفته و در قاموس هر دو را آورده است .
دين : جزا و طاعت ، گويى معناى اصلى آن جزا است ، طبرسى ذيل آيه 19 آل عمران فرموده : طاعت و انقياد را دين گفتهاند كه طاعت براى جزا است .
حبك : ( بر وزن عنق ) راهها . مفرد آن حباك و حبيكه است ( مجمع البيان ) اصل آن به معنى بستن و محكم كردن مىباشد چنان كه در قاموس آن را قبل از هر معنى آورده است ، به معنى خوبى و زينت نيز آيد .
يؤفك : افك : برگرداندن . دروغ بزرگ را افك گويند كه از حقيقتش برگردانده شده است
لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا
احقاف / 22 يعنى تا ما را از خدايانمان برگردانى .
خراصون : خرص : دروغ و سخن گفتن از روى حدس . در اقرب الموارد