تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
نمودند ولى باز هلاكشان كرديم ، آيا از هلاك كردن خدا راه فرارى هست ؟ اين آيه با آيات بعدى استدلال به معاد است از راه انذار و سير الى اللَّه . 37 -
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
. نتيجه‌گيرى است از آيه فوق مراد از قلب درك و تعقل است القاء سمع به معنى گوش دادن مىباشد ، گويى گوش را روى چيزى مىاندازند و آن را مىشنود .
وَ هُوَ شَهِيدٌ
يعنى در گوش دادن حاضر است ، به عبارت ديگر به گوش دادنش متوجه است . خلاصه : آنكه دو نفر مىتواند از جريان هلاكت گذشتگان پند گيرد ، يكى آنكه قدرت تعقل و تفكر دارد مىتواند با تفكر حق را از باطل تشخيص بدهد ديگرى آنكه قدرت تعقل ندارد ولى گوش مىدهد و اطاعت مىكند . در كافى كتاب العقل و الجهل از حضرت موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليه نقل كرده كه فرمود : « يا هشام ان اللَّه تعالى يقول في كتابه :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
يعنى عقل » . 38 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ
. دربارهء شش روز ( شش دوران ) در سوره‌هاى گذشته سخن گفته‌ايم آيه استدلال به معاد است ، يعنى حالا كه خلقت اول ما را خسته و عاجز نكرده است خلقت دوم نيز چنين خواهد بود . نظير
أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ . . .