كلمهها
ادبار : دبر ( بضم اول و دوم ) : پس . عقب مقابل جلو ، جمع آن ادبار است .
تشقق : آن در اصل « تتشقق » به معنى شكافته شدن است .
سراعا : جمع سريع است .
جبار : جبر : اصلاح شىء به نوعى از قهر و نيز بستن ضد شكستن راغب گويد : « اصل الجبر : اصلاح الشيء بضرب من القهر » در قاموس آمده : « الجبر : خلاف الكسر » على هذا جبّار در آيه به معنى مجبور كننده است .
حشر : جمع كردن : « حشر القوم : جمعهم » آن در آيه جمع و زنده كردن است .
شرحها
در خاتمهء سوره ، به آن حضرت دستور مىرسد كه در مقابل اذيتهاى مشركان خويشتن دارى كند و خدا را مرتب ياد نمايد كه سبب استقامت است .
سپس اضافه مىشود كه معاد حق است ، منتظر صيحه ، آن باشد كه به كار معاندان رسيدگى شود ، آن گاه فرموده : تو نمىتوانى به ايمان و عمل مجبورشان كنى بلكه اهل خشيت را با قرآن انذار كن .
على هذا سوره مباركه همانطور كه با مسأله نبوت و معاد شروع شده است با آن دو ختم مىگردد .
39 -
فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ
.