37 - در اينكه گفته شد پندى هست به آنكه عقل دارد و يا گوش داده و حاضر باشد .
38 - آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دوست ، را در شش روز آفريديم و ما را خستگى و ناتوانى نرسيد .
كلمهها
ازلفت : زلف : نزديك شدن و مقدم گشتن « زلف زلفا : تقدم و تقرب » از دلاف : نزديك كردن در مجمع البيان شعرى نقل شده كه « و كل يوم مضى او ليلة سلفت فيها النفوس الى الآجال تزدلف « يعنى در هر روز و شبى كه ميگذرد مردم به اجلها نزديك مىشوند .
اواب : اوب : بازگشت « آب اوبا و مأبا : رجع » اواب صيغه مبالغه است بسيار رجوع كننده . اين صيغه پنج بار در قرآن آمده است ، آن صفت كسانى است كه پيوسته با اطاعت دعا و ترك معاصى به سوى خدا بر مىگردند .
قرن : جماعتى كه در زمانى با هم زندگى مىكنند ، راغب گويد :
« القرن : القوم المقترنون في زمن واحد » طبرسى نيز چنين فرموده است .
نقبوا : نقب : سوراخ كردن . راغب گويد : نقب در ديوار و پوست مانند ثقب ( سوراخ كردن ) است در چوب . طبرسى رحمه اللَّه فرموده نقب به معنى سوراخ وسيع و راهى است كه در كوه زده شود .
تنقيب : راه رفتن و نيز احداث راهى است كه صلاحيت رفتن دارد منظور از آن در آيه راه زدن و يا مسافرتهاست .
محيص : حيص : كنار شدن . محيص : فرارگاه .
لغوب : خسته شدن . طبرسى فرموده : لغوب خستگى ناشى از رنج است « اللغوب : الاعياء من التعب »