« جاءت » در جاى « يجيء » است ، نكره آمدن سائق و شهيد حاكى از عظمت مىباشد ، يعنى هر كس با سائقى كه او را سوق مىكند و با شاهدى كه بر اعمال او شاهد است در محضر خدا حاضر مىشود ، به نظر مىآيد كه هر دو از ملائكه است شهادت شاهدان كه از آيات
وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ
هود / 18 روشن مىشود ظاهرا بعد از اين مرحله است .
22 -
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
.
اين آيه نشان مىدهد كه
سائِقٌ وَ شَهِيدٌ
در دنيا با انسان بودهاند ولى انسان آنها را نمىديده و چون پرده از چشمش رفت خواهد ديد كه با او بودهاند الميزان نظر مىدهد كه خطاب به همهء انسانهاست نه فقط به منكران بعث و مراد از « هذا » همهء احوال روز قيامت است ، از قبيل قطع شدن اسباب مادى ، فناء اشياء ، رجوع همه به اللَّه ، ولى تعلق به اسباب مادى در دنيا مانع از اين شهود بود .
23 -
وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ
.
به نظر مىآيد منظور از قرين ، ملك كاتب گناه باشد كه خواهد گفت :
گناهان آمادهء او نزد من اينهاست ، بعيد است منظور شيطانى باشد كه او را اغوا مىكرد و يا منظور خود انسان باشد .
24 و 25 -
أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ
.
خطاب است به سائق و شهيد ، به نظر بعضى خطاب است به خازن جهنم ، ولى آن با تثنيه بودن جور نيست ، اين پنج صفت مىشود گفت در پى يكديگر هستند كفر بسيار لازمهاش عناد و انكار حق از روى علم است و آن سبب جلوگيرى شديد از كارهاى خير و آن باعث تجاوز و شك كردن يا به شك انداختن ديگران است به هر حال آدم بسيار كافر داراى همهء اين اوصاف است .