در آنست در مجمع البيان فرموده : آن رگى است كه در بدن گسترده شده و در تمام اعضاء انسان آميخته با انسان است ، اين معنى نسبت به آيه مناسبتر است .
يتلقى : تلقى : اخذ و و تفهّم . « تلقيّت منه » : از او اخذ كردم در اقرب آمده : « تلقى الشيء : تلقنه » .
يلفظ : لفظ : انداختن . « لفظ ريقه : رمى به » .
عتيد : آماده و حاضر . « عتاد » : آماده شدن . « اعتاد » : آماده كردن سكرة : سكر : مستى . به معنى غفلت نيز آيد .
سَكْرَةُ الْمَوْتِ
شدت مرگ است كه هوش را از سر مىبرد .
تحيد : حيد : كنار شدن . « حاد عن الطريق حيدا : مال عنه و عدل » حديد : تيز بين و دقيق . اصل حد به معنى منع و دفع است ، به چشم تيز بين از آن حديد گويند كه از مخفى شدن چيزها منع مىكند .
سائق : راننده سوق : راندن .
كفار : بسيار كافر . بسيار ناسپاس .
عنيد : طاغى ، لجوج ، ستيزه جو . عاند و عنيد كسى است كه دانسته از حق امتناع كند « عند عنودا : خالف الحق و رده عارفا به » .
شرحها
در تعقيب مطالب گذشته در اين آيات روشن شده كه انسان از حين خلقت تحت مراقبت شديد قرار گرفته ، خدا از رگ وريد به او نزديكتر است ملائكه مراقب او و حافظ اعمالش هستند ، روز قيامت با كسى كه گواه اعمال اوست و با كسى كه او را سوق مىدهد به دادگاه محشر خواهد آمد ، اين آيات عبارت