اخراى
أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ
است و برهان ديگرى بر معاد مىباشد يعنى همانطور كه از خلقت اول انسان عاجز نشدهايم از خلقت دوم نيز عاجز نبوده و آخرت را پيش خواهيم آورد اين آيات مانند آيات گذشته از يك قاطعيت عجيبى برخوردار است كه قابل وصف نيست .
16 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
.
مراد از « الانسان » همه انسانهاست ، به نظر مىآيد كه « خلقنا » در جاى « نخلق » باشد ، يعنى انسانها را مىآفرينيم و مكنونات آنها را مىدانيم « خلقنا » در اينجا دليل « نعلم » است چون آفريننده به آفريده داناست .
نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ
اشاره به مخفىترين چيزى است كه علم خدا به آن شامل است ، « به » ظاهرا مفعول « توسوس » است يعنى آنچه را كه ضميرش به او حديث مىكند مىدانيم .
آن گاه در بيان احاطه كامل خدا فرموده :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ . . .
يعنى از رگى كه بر تمام بدنش گسترده است به او نزديكتريم ، سبحان اللَّه چه ترسيم شگفت آورى ! ! 17 -
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
.
اشاره است به حفظ اعمال انسان توسط ملائكه ، قطع نظر از اينكه خدا از ظاهر و باطن او آگاه است .
منظور از متلقّيان دو فرشتهء كاتب عمل است ، از يمين و شمال مىشود فهميد كه يكى مأمور اعمال بد و ديگرى مأمور اعمال خوب است .
چنان كه در جوامع الجامع از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده : نويسندهء حسنات بر طرف راست مرد و نويسندهء سيئات بر طرف چپ اوست ، چون كار خوبى