دوم مقدارى از خلقت كائنات نقل شده و آن گاه جواب داده شده كه خلقت آخرت نظير اين خلقت است ، خدايى كه از خلقت اول عاجز نبوده از خلقت دوم نيز عاجز نخواهد بود و در ضمن ، زنده شدن مردگان به روئيدن نباتات تشبيه شده است
كَذلِكَ الْخُرُوجُ
.
1 -
ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ
دربارهء حروف مقطعه در اول سوره اعراف سخن گفته شد . جواب قسم از آيه بعدى فهميده مىشود يعنى « و القرآن المجيد ان البعث حق » و يا « انك لمن المنذرين » جواب دومى مناسبتر است كه قسم به دليل باشد مانند
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
/ 2 در صورت اول نيز قسم به دليل است زيرا قرآن معاد را اثبات مىكند ، مجيد بودن قرآن در اثر محتويات آن است .
2 -
بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ
.
« بل » اعراض است از جواب محذوف در آيه قبلى ، يعنى تو از پيامبرانى اما به تو ايمان نياورده و تعجب كردند از اينكه انذار كنندهاى از خودشان بيايد و يا اينكه : بعث حق است و لكن ايمان نياوردند و از آمدن منذر بعث ، تعجب كردند .
« منهم » راجع به مشركان است يعنى بشرى از جنس آنها ، زيرا كه مشركان بشر بودن پيامبر را قبول نداشتند و مكرر مىگفتند : « ما هذا الا بشر مثلنا » .
آمدن « كافرون » به جاى « مشركون » شايد براى آنست كه به عمد معاد را انكار مىكردند « هذا » راجع به بعث است چنان كه از آيه بعدى روشن مىشود .
3 -
إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ
.