مراد از « اجتنبوا » اجتناب از ترتيب اثر دادن به ظن است مثل اينكه در بارهء مؤمن سوء ظن كند و او را اهل آن كار بداند و به ديگران نيز نقل كند و گرنه خود ظن امر غير اختيارى است ، نهى به آن تعلّق نمىگيرد مانند آنكه كسى را شب در راه ديد و بذهنش خطور كرد كه از جاى نامناسبى مىآيد .
پس گناه بودن بعض ظن از اين جهت است كه اثر مترتب بر آن گناه است مانند اهانت شخص مظنون و نسبت كار بد دادن به او ، منظور از
كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ
همان « بعض الظن » است كه در حد خود بسيار است ، نكره آمدن « كثيرا » براى آنست كه در نفس خود كثير است نه نسبت به ظنون ديگر .
و اگر منظور از آن مطلق ظنها باشد كه شامل ظن گناه و ظن غير گناه شود در اين صورت امر به اجتناب از باب احتياط است يعنى از همهاش اجتناب كنيد تا به گناه نيافتيد ( از الميزان ) ، رجوع شود به « نكتهها » .
دوم :
وَ لا تَجَسَّسُوا
و آن چنان كه گفتيم تفحص از خلوات و كارهاى پنهان مردم است براى اطلاع از آنها كه شرعا حرام است ولى اگر مسئلهء توطئه بر عليه حكومت اسلامى و مانند آن باشد ، تجسس واجب است ، چنان كه فعلا دربارهء منافقين و سائر گروهكها در ايران اعمال مىشود ، رجوع شود به « نكتهها » .
سوم :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
غيبت را معانى گوناگون كردهاند و آن در روايت حضرت كاظم عليه السّلام آنست كه عيب انسان را كه مردم نمىداند در غياب او بگويى « 1 » .
در مجمع گويد « الغيبة ان تذكر الانسان من ورائه بسوء هو فيه » .
أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ
.
هامش
( 1 ) تفسير برهان .