ببين مثل اينكه زبان سگ را پشت خود ميكشد ، در نقل ديگر ، عائشه كوتاهى قامت او را مسخره كرد .
وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ
.
نهى است از خرده گيرى و از بد لقب دادن . « انفسكم » حاكى است كه مسلمانان مانند يك پيكر هستند ، عيب گرفتن بر ديگران عيب گرفتن بر خود است ، روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله زنش صفيه را ديد كه گريه مىكند حضرت فرمود چه شده ؟ گفت : عائشه به من عيب مىگيرد و ميگويد : يهودى و متولد شده از دو يهودى . حضرت فرمود چرا نگفتى پدرم هارون ، عمويم موسى و شوهرم محمّد صلّى اللَّه عليه و آله است . نگارنده گويد :
( امان از دست عائشه كه در درياى نور زندگى كرد ولى نتوانست از ظلمت خويش بيرون آيد در سورهء تحريم خواهد آمد كه خدا خطاب به او و حفصه ميفرمايد
صَغَتْ قُلُوبُكُما
) .
بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
.
منظور از « الاسم » ذكر و ياد كردن و نام دادن است و منظور از « الفسوق » همان لقب قبيح و عيب گرفتن مىباشد ، يعنى : ياد كردن انسان با فسق بعد از ايمان آوردنش ، بد ناميدن است و شايد اسم به معنى علامت باشد ، يعنى بد علامت است علامت فسق كه به كسى بگوئيم اى صاحب فلان گناه . . .
و شايد فسوق راجع به عيب گيرنده باشد كه خود را با آنكار فاسق مىكند .
12 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
.
در اين آيه سه مطلب مطرح است اول اجتناب از سوء ظن نسبت به مؤمنان زيرا كه حسن ظن پسنديده است چنان كه از آيهء
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً
نور / 12 روشن مىشود .