آنجا را به يارى امام عليه السّلام بسيج كنند ، ابو موسى اشعرى لعنه اللَّه مانع رفتن مردم بود ، عمار ياسر در مسجد كوفه اين آيه را بر مسلمانان خواند و آنها براى نصرت امام به بصره آمدند .
امروز كه تفسير اين آيه نوشته مىشود سال 1364 شمسى است كه چهار سال و نيم است حزب بعث عراق به ايران اسلامى تجاوز كرده است ، ما به مسلمانان گفتيم : قرآن شما را امر مىكند كه به يارى ايران بشتابيد آنها عمل نكرده و پنبه در گوش گذاشتند اما چون ايران غالب گرديد ملاهاى دربارى در بغداد جمع شده و آيهء فوق را بر ما خواندند با آنكه متجاوز عراق است و ما حق خود را مىخواهيم .
به هر حال علت نزول اين آيه بر ما كاملا روشن نيست ولى لا بد جريانى نزول آن را سبب شده است .
در تفسير صافى آمده : گويند ميان قبيله اوس و خزرج نزاعى پيش آمد كه با چوب و كفش به جان هم افتادند و آن سبب نزول آيه گرديد .
ناگفته نماند : راجع به اهميت آيه هر چه بگوئيم كم گفتهايم .
فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
يعنى وقتى كه به امر خدا و ترك قتال برگشت ، با عدالت صلح برقرار كنيد خونى كه توسط متجاوز ريخته شده ، اموالى كه به تلف رفته از آن بگيريد و و حقوق ديگرى كه ضايع شده تدارك نمائيد و گرنه صرف آتش بس ، اصلاح به عدل نخواهد بود .
وَ أَقْسِطُوا
ذكر مطلق بعد از مقيد و تأكيد آنست زيرا استرداد حق ، عدالت صد در صد نياز دارد ، ذيل آيه حاكى است كه در آن صورت محبوب خدا خواهيد بود .
10 -
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ