تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
خيبر كمك كنند ولى آن خلاف ظاهر است ، همچنين آنكه گفته‌اند مراد مالك بن عوف و عيينة بن حصين با بنى اسد و غطفان است كه به يارى اهل خيبر آمدند ، خدا به قلوبشان رعب انداخت و برگشتند .
وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
عطف است بر مقدرى كه ذكر آن صلاح نبوده است ، يعنى : اثابهء فتح و غنائم نزديك و دور براى مصالح بسيارى است از جمله اينكه : نشانه‌هايى براى تحكيم قلب مؤمنين و حق بودن دين و حق بودن وعده‌هاى خدا باشد .
وَ يَهْدِيَكُمْ
عطف است بر « تكون » منظور از راه راست ظاهرا راه بسط اسلام و گسترش آنست . جريان خيبر در نكته‌ها خواهد آمد . 21 -
وَ أُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
. اين راجع به غنائم ديگرى است كه اصلا به فكر مسلمانان نمىآمد و آن روز قدرت بدست آوردن آن را نداشتند ، گويند : مراد ، غنائم فارس و روم است و اللَّه اعلم
وَ كانَ اللَّهُ . . .
تعليل رسيدن به غنائم است . به نظر مىآيد : چنان كه در جوامع الجامع فرموده : « و اخرى » عطف است بر « كثيرة در آيهء قبلى ، يعنى : « وعدكم اللَّه مغانم اخرى . . . » . 22 -
وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً
. اين آيه نشان مىدهد كه بعد از بيعت رضوان ، اگر كار به جنگ مىكشيد مشركان فرار مىكردند ، اما خدا صلح را پيش آورد به علت آنكه مؤمنين و مؤمنات كه در ميان اهل مكه بودند كشته نشوند چنان كه در آيه 25 خواهد آمد . منظور از « ولى » آنست كه بالاستقلال در كار آنها دخالت كند امّا « نصير