مكه » يعنى درون مكه كه حديبيه باشد .
معكوفا : عكوف و عكف : ملازمت توأم با تعظيم معكوف به معنى ممنوع است يعنى : منع شده و نگاه داشته شده از رفتن ، آن با معنى اصلى كه ملازمت و اقامه است سازگار مىباشد .
محل : ( بفتح اول و كسر دوم ) موضع .
معرة : ضرر ، كار ناپسند عر ( بفتح و ضم اول ) مرضى است جلدى كه سوزش دارد ، به عربى جرب گويند آن غير از آبله است ، اصل آن به معنى عروض است ، به ضرر معرة گويند كه مثل جرب به شخص عارض مىشود .
تزيلوا : زيل : كنار شدن ، فرقش با « زال » ناقصه آنست كه : اين يائى ( ذيل ) و آن واوى است تزيل نيز به معنى كنار شدن است .
حمية : امتناع ، خوددارى ، تحريك شدن خشم . طبرسى فرمايد : چون كسى اهل غضب و انكار باشد گويند حميت ناپسند دارد على هذا آن از خشم سرچشمه مىگيرد كه يك نوع داغ شدن است آن اگر براى حق باشد خوب و اگر براى باطل باشد بد است لذا
حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
فرموده است ( نخوت ) محلقين : كسانى كه سر مىتراشند .
مقصرين : تقصير : كم كردن مو يا ناخن است براى خارج شدن از احرام .
شرحها
قسمت چهارم از آيات سورهء مباركه است در اين آيات كسانى كه در حديبيه با آن حضرت بيعت كردند مدح شده و وعدهء فتح خيبر و غنائم زياد به آنها داده