اين آيه در بيان ما وقع و بيان موهبت خدا بر مؤمنان است ، « اذ » متعلق است به « صدوكم » طبرسى رحمه اللَّه آن را متعلّق به « لعذبنا » مىداند ، جعل به معنى قرار دادن است يعنى شما را در موقعى از مسجد الحرام مانع شدند كه در قلب خود انكار و امتناع به وجود آوردند و گفتند : بعد از آن همه دشمنىهاى بدر احد و احزاب حالا بگذاريم با ياران خويش داخل شهر ما بشود اين شدنى نيست . . .
« الحمية » مفعول « جعل » و
حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
بيان آنست و تقدير آن « حمية الملة الجاهلية » است .
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها
.
تفريع است بر جعل حميت يعنى در مقابل حميت آنها خداوند بر پيامبر و مؤمنان اطمينان قلب نازل كرد تا از آنها نترسيدند و ايستادند تا كار به نفعشان تمام شد .
در الميزان فرموده : به نظر جمهور مفسران مراد از
كَلِمَةَ التَّقْوى
كلمه توحيد است طبرسى « لا إله الا اللَّه » معنى كرده است يعنى خداوند آن را ملازم مؤمنان كرد كه از آنها منفك نشود ، ثبات بر عهد ، وفا به عهد نيز گفتهاند .
آن گاه الميزان گويد : بعيد نيست مراد روح ايمان باشد كه امر به تقوى مىكند
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
مجادله / 22 در علل الشرائع از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده فرمود :
لا إله الا اللَّه و هي كلمة التقوى يثقل اللَّه بها الموازين يوم القيامة « 1 » .
وَ كانُوا أَحَقَّ بِها
يعنى در مقابل آن ثبات و بيعت به كلمه تقوى لا يقتر
هامش
( 1 ) تفسير صافى از علل الشرائع .