آنست كه در روبراه شدن كارشان با آنها همكارى نمايد .
23 -
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
.
تعليل غلبه مؤمنين است يعنى : سنت و طريقه خدا از اول چنين بوده كه چون مردم با نيت صادق اطراف پيامبرى جمع شوند ، پيروزشان كند
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
صافات / 173
سُنَّةَ اللَّهِ
گويند : مفعول مطلق فعل محذوف و تقدير آن « سن اللَّه سنة » است ، احتمال دارد تقدير آن « اذكروا سنة اللَّه » باشد .
به هر حال منظور آنست كه اين غلبه از سنن خدايى است ، ذيل آن مىگويد اين سنت تغيير بردار نيست .
24 -
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
.
منظور از « بطن مكه » حديبيه است چنان كه در « كلمهها » گفته شد . آيه نشان مىدهد عدم درگيرى در حديبيه خواست خدا است و صلاح مسلمانان در آن بود ، منظور از « اظفركم » ظاهرا آنست كه مسلمانان تا كنار شهر آنها پيش رفتند و در كنار آنها موضع گرفتند .
وَ كانَ اللَّهُ . . .
حاكى است كه آنچه كرديد به امر خدا و با رضاى او بوده است « كف ايدى الكفار » به واسطه رعب و وحشت و « كف ايدى المؤمنين » به واسطه امر خدا بوده است .
25 -
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ
.
اين آيه مىگويد : علّت جلوگيرى خدا از جنگ آن بود كه شما ندانسته عدهاى از مؤمنين و مؤمنان را مىكشتيد و گرنه مشركان مستحق قتل و كشتن بودند زيرا كه كافرند ، و شما را از مسجد الحرام و قربانى بازداشتند .