گويند تقدير آيه « و القمر قدرنا له منازل » است به نظر مىآيد : علت اين تعبير آن باشد كه منازل در فضا با قمر معلوم مىشود و اگر قمر نباشد منازلى وجود ندارد ، گويى قمر خودش منازل است .
مراد از منازل ظاهرا بيست محل از فضاست كه قمر چهار حالت در آنها عوض مىكند ، سپس به شكل بند خوشهء خرما در مىآيد ، ناگفته نماند : ماه در رؤيت اول به شكل نوار زردى ديده مىشود ، سپس به تدريج ، بزرگ شده و شب هفتم به صورت نيم دائره مىشود ، آن گاه بزرگ شده ، در شب چهارده به شكل بدر در مىآيد ، سپس از طرف ديگر ناقص شده و در شب بيست يكم به صورت نيم دائره در مىآيد و در بيست هشتم به حالت « عرجون » مىشود ، البته اينها نسبت به مشاهدهء ماست و گرنه همواره نيمكرهء قمر رو به آفتاب و روشن است .
اين تغيير و تحول و اين تنظيم بدون وقفه از يك هدف خاص حكايت دارد كه در زندگى بشر ، مخصوصا براى دانستن حساب ماه و سال ضرورى است .
40 -
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
.
اشاره به تسخير آفتاب و ماه در مدار خود است كه حق تجاوز از آن را ندارند و نيز شب و روز قدرت پيش گرفتن بر يكديگر ندارند ، يعنى در اينكارها مطيع محض از مشيت ازلى هستند و اختيارى از خود ندارند ، جلو افتادن شب از روز ، نتيجهاش آنست كه دو شب متوالى پشت سر هم باشند ولى نمىشوند .
لفظ « كل » على الظاهر راجع بشمس و قمر و شب و روز است ، شب و روز نيز در مدار خود كه اطراف زمين است ، حركت و شنا مىكنند .