تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
برداشت كه مسئلهء نر و ماده در روئيدنيها نيز وجود دارد و بالاتر از آن گفت :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
ذاريات / 49 يعنى اين حقيقت در همهء اشياء هست ، حتى در ذرات اتم ، الكترونها ، ماده و پروتونها ، نرند . پس در آيهء
سُبْحانَ الَّذِي
. . . اشاره به حقيقت عجيب نر و مادگى است كه ميوه‌ها و دانه و انسانها و . . . نتيجهء آنست ، مراد از
لا يَعْلَمُونَ
اگر اهل مكه باشند ، در اين صورت منظور آنست كه نر و مادگى در چيزهاى ديگرى نيز هست كه آنها نمىدانند و اگر منظور همهء مردم باشد در اين صورت مقدارى از نر و مادگى در جهان وجود دارد كه تا ابد براى كسى روشن نخواهد شد زيرا جملهء
لا يَعْلَمُونَ
تا ابد به قوت خود باقى خواهد ماند - 37 -
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ
. اين آيه و سه آيهء بعدى ظاهرا يك هدف را در بيان وجود و توحيد خدا تعقيب مىكنند ، در اين چهار آيه ، سخن از شب و روز ، حركت آفتاب و ماه تنظيم حركت و مدار آنهاست كه در نهايت نظم دقيق و موافق با آفرينش حيات و ادامهء آن است . پر روشن است كه زندگى در نور دائم و ظلمت پيوسته ، امكان پذير نيست توالى شب و روز در پيدايش و ادامه زندگى ضرورى است . « نسلخ » به معنى اخراج است و اگر به معنى كندن بود با « عن » تعديه مىشد ، خارج كردن روز از شب نظير داخل كردن يكى از آن دو در ديگرى است چنان كه در آيات
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ
حج / 61 خوانده‌ايم : شايد اين تعبير براى آنست كه ماده و ذرات هوا تاريك و ظلمت زاست ، نور در آنها داخل شده و روشن مىكند و چون نور خارج شد ، باز ظلمت بجاى