تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
« يسبحون » با صيغهء مذكر عاقل حاكى است كه آنها مانند يك انسان عاقل از اراده خداوند اطاعت مىكنند نظير كلمهء « طائعين » در آيهء :
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
سجده / 11 . 41 - 43 -
وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَرِيخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ
. در سورهء بقره / 164 مشروحا گفته شد كه چرا جريان كشتىها در دريا از دلائل توحيد و وجود خداست . در اين آيات نيز مىخوانيم كه نقل و انتقال انسانها در كشتى و نيز حيواناتى كه در حمل و نقل از آنها استفاده مىشود از دلائل توحيد به شمار آمده‌اند . آرى آب و چوب و هوا و آهن و خواص آنها ، تصرف در دريا و كشتى رانى را براى بشر ميسر كرده است و اين خداست كه آنها را آفريده و آن خواص را در آنها به وجود آورده است و اگر اشياء ، همه بدون فاصله به زير آب مىرفتند ، ديگر تصرف در درياها امكان نداشت . آمدن « ذريتهم » به جاى « حملناهم » شايد براى ارفاق باشد چنان كه در الميزان فرموده و در مجمع البيان ، نزديك به آن نقل شده است . قيد « المشحون » شايد براى آنست كه : با آنكه با انسانها و اجناس پر است باز غرق نمىشود . « من مثله » در آن روزگار شامل شتر و اسب و امثال آنها بود فعلا شامل خودروها و هواپيماها نيز مىشود . آيهء
وَ إِنْ نَشَأْ . . .
در رابطه با آنست كه : اگر بخواهيم اين عوامل را از اثر مىاندازيم در آن صورت نه فرياد رسى به فرياد آنها مىرسد و نه نجات دهنده‌اى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 86 | على اكبر قرشى بنابى