دانهها و حبوبات از آن مىرويد و مردم از آن مىخورند .
34 -
وَ جَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ
.
تكميل دليل گذشته و نيز دليل مستقلى است ، كه گذشته از روئيدن دانهها ، در زمين باغات خرما و انگور به وجود آورديم ، و آبهايى كه در اثر باران و برف در شكم زمين ذخيره شده بود . با انفجار چشمهها بيرون ريختيم تا مورد استفادهء انسانها باشد ، شايد قناتهايى كه با دست بشر احداث مىشود ، نيز مراد باشد .
35 -
لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ
هدف و علّت غايى ، خلقت جنات و تفجير چشمههاست . ضمير « ثمره » عايد است به « مجعول » كه از
وَ جَعَلْنا فِيها
فهميده مىشود ، يعنى « ليأكلوا من ثمر المجعول من الجنات » .
بعضىها
ما عَمِلَتْهُ
را ماء نافيه گرفتهاند يعنى بخورند از ميوهء جنات ، حال آنكه دستهاى آنها در آفرينش كار نكرده است بعضىها « ما » را موصول گرفته و گفتهاند : تا بخورند از ميوهء آن و از آنچه دستشان كار كرده است ، ولى الميزان وجه اول را اختيار مىكند زيرا كه آيه در مقام امتنان است و آن مؤيد وجه اول مىباشد .
أَ فَلا يَشْكُرُونَ
در مقام تذكر و توبيخ است .
36 -
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ
.
به دنبال نقل نعمتهاى خداوند و عدم شكر مشركان ، در اين آيه در مقام تنزيه فرموده :
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ
مراد از ازواج به قرينهء
وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
نر و ماده است ، تا آن موقع بشر مسئلهء بسيار عجيب نر و ماده بودن را فقط در انسان و حيوان ميدانست ، ولى قرآن براى اولين بار از اين حقيقت پرده