خود بر مىگردد .
و اينكه فرموده :
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ
به تناسب
الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ
است ، زيرا شب با زمين مرده مناسب است و گرنه گفته مىشد « و آية لهم النهار . . . » .
38 -
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
لام در « لمستقر » براى غايت يا به معنى « الى » است يعنى آفتاب تا رسيدن به قرارگاه خود جارى و روان است ، ظهور « تجرى » در حركت انتقالى است ، پس خورشيد پيوسته جا عوض مىكند و هر ثانيه در مكانى غير از مكان اولى است .
ما احساس مىكنيم كه آفتاب به دور زمين مىگردد ولى علم خلاف آن را اثبات كرده و ثابت مىكند كه حركت وضعى زمين سبب اين كار است ، اين آيه مىگويد : آفتاب تا رسيدن به قرارگاه و خاموش شدن روان است خداى توانا و دانا چنين حركت و سرنوشتى را براى او اندازه گرفته است .
ناگفته نماند : خورشيد داراى حركت وضعى و حركت انتقالى است ، دليل حركت وضعى خورشيد لكههاى سطح خورشيد است كه در هر يازده سال يك بار جابجا مىشوند ، و در حركت انتقالى آن گفتهاند : خورشيد با همهء سيارات خود به طرف ستارهء « وگا » و به قولى به طرف ستارهء « نسّه » يكى از ستارگان صورت فلكى شلياق . . . در حركت است ، سرعت حركت آن را نوزده كيلومتر در ثانيه گفتهاند .
على هذا ما ساكنان روى زمين مهاجرين بىقرار و گريز پاى عالم هستيم كه پس از يك سال ، ششصد ميليون كيلومتر از مكان امروزى خو در فضا دور مىشويم
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
39 -
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
.