ناگفته نماند : منظور از ايمان در آيه شناخت و باور و اعتقاد نيست ، بلكه تسليم شدن به اعتقاد است و گرنه آنها اعتقاد داشتند ، مانند
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
نمل / 14 .
در ذيل همين آيه در سورهء بقره گفتهايم ، اعتقاد داشتن يك مطلب است تسليم به اعتقاد شدن مطلبى ديگر ، على هذا منظور آن نيست كه اعتقاد پيدا نمىكنند بلكه منظور آنست كه باعتقادشان تسليم نمىشوند .
مخفى نماند كه آنها از ايمان آوردن مسلوب القدرة نيستند ، بلكه روى روحيّاتى كه دارند ، خاضع و تسليم نمىشوند . و اگر مسلوب القدرة هم شدهاند باز تقصير از خودشان است .
11 -
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ
.
نظير اين آيه در سورهء فاطر / 18 گذشت
خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ
عبارت اخراى اعتقاد به معاد است
اتَّبَعَ الذِّكْرَ
همان حال تسليم شدن به اعتقاد است كه در كافران نبود . انسان وقتى كه به آن حالت رسيد ، انذار در او مؤثر خواهد بود گر چه رسيدن به آن حالت نيز در اثر تبليغ رسالت است .
12 -
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
.
اين آيه يك مطلب مستقلى است و در عين حال تعليل مطالب گذشته است يعنى عذاب اهل كفر كه از
حَقَّ الْقَوْلُ
فهميده شد و بهشت اهل ايمان كه از « رزق كريم » معلوم مىگردد بر خداوند مشكل نيست زيرا كه احياء مردگان و نوشتن اعمال و آثار در دست خداست .
منظور از
ما قَدَّمُوا
اعمالى است كه از پيش فرستادهاند و مراد از آثار ، سنّتها و بدعتهايى است كه بعد از خود گذاشتهاند ، اين مطلب در ذيل